کمک به کودکان در برخورد با مرگ عزیزان

کودکان داغدیده به چه چیزهائی نیاز دارند؟

مرگ ما هرگز نمی توانیم ناراحتی کودک را در از دست دادن یک عزیز ، کاملاً از بین ببریم ، فقط می توانیم با رعایت موارد زیر ، آسیب های این فقدان را در کودک ، به حداقل برسانیم. البته بچه ها کم و بیش با مفهوم مرگ آشنا هستند ؛ مرگ موضوعی رایج در کارتون ها و برنامه های تلویزیونی است اما تجربۀ از دست دادن یک آشنا ، در مورد کودکان بسیار متفاوت است و حتی کمی گیج کننده!

پس از با خبر شدن کودک از مرگ یکی از عزیزان ، کودک ممکن است برای یک دقیقه گریه کند ولی پس از آن دوباره مشغول بازی خواهد شد! حالات متغیر کودک به این معنی نیست که او غمگین نیست بلکه از طریق پناه بردن به بازی ، به یک ساز و کار دفاعی توسل کرده است . به عبارت دیگر برای اینکه این غم یادش برود ، سراغ بازی رفته است . البته مجدد این غم برای او یادآوری خواهد شد ، بخصوص در شبهای اول ، بصورت خیس کردن تخت…

چند توصیۀ کاربردی

در درجۀ اول با فرزندمان صادق باشیم یعنی در مورد مرگ ، بیانی صادقانه و ساده داشته باشیم و البته او را بابت سوال درباره مرگ ، تنبیه نکنیم.

استفاده از تعابیری مانند : خوابیده است یا به جای دوری رفته است . ابداً مناسب نیست چرا که طفل در موقع خواب یا سفر ما بسیار نگران خواهد شد.

اگر شخص فوت کرده ، سالخورده بود ، توضیح دهیم که کهولت سن باعث شده که بدن او به خوبی کار نکند و مرگ برای او رهائی از همۀ دردهایش بوده است و الان در جائی خیلی بهتر از جای قبلی اش ، بدون هیچ درد و بیماری در حال و روز خوشی است.

به کودک اطمینان دهیم که ما – به عنوان پدر و مادر – کاملاً سالم هستیم و هیچ مشکل جسمی نداریم و نمی خواهیم بمیریم و همیشه همراه او خواهیم بود


شرکت در مراسم خاکسپاری توصیه نمی شود ولی شرکت در مراسم ترحیم اشکالی ندارد . در ضمن نباید مانع گریه بچه شد ، گریه یک واکنش طبیعی بچه است. برای التیام ناراحتی کودک می توان گفت که یاد و خاطرۀ شخص فوت کرده همیشه با ماست و او نظاره گر کارهای خوب ما هست . بزرگترها هم باید به مطالبی که در فوق بیان شد ، اعتقاد داشته باشند چرا که تظاهر و دروغ گوئی کاملاً توسط بچه ها قابل تشخیص و درک است. در ضمن می توانیم کودک را تشویق کنیم که یک نقاشی در مورد بهشت بکشد و یا متنی بنویسد . با این کار به وی کمک می کنیم که  افکار و احساساتش را به نمایش بگذارد و بصورت ضمنی یک تداعی از محل زندگی جدید شخص فوت شده پیدا کند.

کودکان معمولاً نمی دانند که مرگ دائمی است و فکر می کنند که اگر شخص فوت کرده – مثلاً – آبمیوه اش رابخورد ، دوباره بر می گردد! واکنش بچه ها در برابر مرگ ، متفاوت است.

کودک غمگین را برای ابراز احساسات تشویق کنید.

بدون شک برای بچه ها بسیار مفید است که احساسات خود را ابراز کنند . کتابهای خوب بسیاری وجود دارند که راه های عالی برای شروع گفتگو با بچه ها ، به ما بیاموزد یا ایده های خوبی به ما ارائه دهد.

از آنجائی که بسیاری از کودکان قادر به ابراز احساسات خود از طریق کلمات نیستند ، روش هائی مانند نقاشی ، داستان گوئی یا مشاهدۀ آلبوم عکس می تواند جایگزین مناسبی باشد. کودکان می فهمند که مرگ بد است چرا که جدائی را دوست ندارند ولی مفهوم “همیشه” برای آنها گنگ است.

 

کودکان داغدیده به چه چیزهائی نیاز دارند؟

پس از شنیدن خبر اندوه بار مرگ یک عزیز ، کودک دوست دارد به یک نفر قصۀ خود را بگوید ؛ یعنی بگوید که موقع شنیدن خبر کجا بوده و چه می کرده و یا چه حالتی برایش اتفاق افتاده است ؛ یکی از مهمترین توصیه های ما ، شنیدن داستان بچه هاست. با صبر و حوصله ، باید به داستان آنها گوش کرد تا این تخلیۀ احساسات صورت گیرد.

 

کودک همچنین به تداوم مراقبت و ارتباط به شدت نیاز دارد . یعنی باید بیش از قبل ، برایش وقت گذاشت ، او را در آغوش کشید و بوسید .

نکتۀ قابل توجه دیگر ، حفظ شرایط قبل است ، یعنی چه ؟ یعنی بچه باید به فعالیتهای قبلی از قبیل رفتن به مدرسه یا کلاس زبان ، شرکت در فعالیت های فوق برنامه مدرسه و امثال آن ، ادامه دهد . در ضمن هرچه زودتر باید مدرسه و معلمش را در جریان این واقعه قرار داد ، بدون شک ، آنها کمک شایانی به بچه خواهند کرد.

در برخی موارد ، مشاهده شده است که بچه ، پس از مرگ یک عزیز ، خود را مقصر می داند ! در این موارد ، کار شما کمی دشوارتر است چراکه باید برای او با روشهای بسیار ملایم روشن کنید که در مرگ ، هیچ تقصیری متوجه هیچکس نیست و مرگ هم یکی از مراحل زندگی است که زمانی که شخص پیر و بیمار می شود فرا می رسد و او را از پیری و درد و بیماری نجات می بخشد.

با مثال های مختلف باید به کودک گوشزد کرد که بیماری ، نشانۀ مرگ نیست و وقتی شخص جوان یا میانسال بیمار می شود ، با دارو و مراقبت خوب خواهد شد. البته بد نیست به مرگ های ناگهانی هم اشاره کنید که صرفاً تصادفی بوده اند.

چه زمانی درمان پزشکی می تواند کمک کند ؟

اغلب کودکان ، با انجام موارد فوق ، با مرگ به مرور زمان کنار خواهند آمد ولی اگر مواردی همچون مشکل صحبت کردن ، پرخاشگری ، سر درد ، بدن درد یا شکم درد بدون علت ، مشکلات خواب ، اشتهای کم یا زیاد ، کناره گیری اجتماعی و مشکلاتی در مدرسه مانند عدم تمرکز یا مشکلات رفتاری و همچنین رفتارهای خود تخریبی ( یعنی کودک خود را در معرض خطر قرار دهد ) دیده شد ، حتماً با یک متخصص روانپزشکی تماس بگیرید. کمک او ، عالی خواهد بود.

تا فراموش نکردم ، این نکته را هم ذکر کنم که سوگواری طولانی ما بزرگترها ، به مشکلات کودکان در پذیرش مرگ یک عزیز ، به شدت می افزاید . خُب الان سوال این است که :

چرا سوگواری ما بزرگترها ، طولانی می شود ؟

فراموش نکنیم که احساسات طبیعی انسان هیچگاه صددرصد نیست ! ما هیچکس را صددرصد دوست نداریم ، ما همیشه چند درصدی حتی از مادرمان یا فرزندمان دلخور هستیم و این یعنی احساسات طبیعی انسان .

در احساس تنفر هم همین طور است چرا که اگر ما صددرصد از یک نفر متنفر بودیم هیچگاه هیچ قاتل غیر عمدی ، بخشوده و عفو نمی شد. اما اشکال کار کجاست؟ ما متاسفانه با رعایت نکردن بعضی موارد ، درصد دوست داشتن را که مثلا ۸۰٪ هست به مرور زمان کاهش می دهیم و در مقابل درصد دلخوری را بالا می بریم . شروع گرفتاری به دلیل بیان نکردن دلخوری است!

یکی از بزرگترین بروندادهای بیان نکردن دلخوری ها – خدای ناکرده – در زمان سوگواری است . چگونه؟ با طولانی شدن زمان سوگواری 

اساساً سوگواری طبیعی دارای چهار مرحله است که معمولاً باید چهار تا نهایتاً هشت هفته ادامه پیدا کند . این چهار مرحله شامل مرحله یک : انکار است یعنی می گوئیم : نه نمرده است! دروغ است . باور نمی کنم و … معمولاً انکار در حد چند ثانیه است . مرحله دوم مرحله اعتراض است یعنی گریه و آه و فغان که بصورت طبیعی سه چهار روز طول می کشد و مرحله سوم مرحله افسردگی است که عمدتاً یک ماه تا چهل روز پس از مرگ عزیزان ادامه می یابد و پس از آن مرحله چهارم یعنی بازگشت به زندگی عادی است. یعنی اگر ما کسی را بصورت طبیعی و نرمال دوست داشته باشیم ، عزاداری ما باید پس از حدود ۴۰ روز به اتمام برسد و به زندگی عادی برگردیم. وقتی ما در زمان حیات فرد ، هر کاری از دستمان بر می آمد برایش انجام دادیم و از نظر ذهنی احساس دینی نمی کنیم ، عزاداری ما بصورت نرمال پس از ۴۰ روز خاتمه می یابد اما در مواردی که شخص فوت می کند ولی ما هنوز دلخوری هایمان را با او حل و فصل نکرده ایم ، عزاداری ما طولانی خواهد شد . گاهی ماه ها و گاهی سال ها . این امر هم برای ما بسیار طاقت فرساست و هم برای بچه هایمان.

ای کاش ما با عزیزان خود طوری زندگی کنیم که اگر خدای ناکرده یک دقیقه دیگر فوت کردند ، دینی نسبت به آنها نداشته باشیم . همه حرفهای بینمان را زده باشیم ، همه دلخوری ها بیان شده باشد و هیچ گله و انتقادی باقی نمانده باشد . یادمان نرود که مرگ در اختیار آدمی نیست! پس عزیزانمان که با ما زندگی می کنند ، باید هر لحظه ، بهترین احساس را از ما دریافت کنند . امروز با کسی پرخاش و ناراحتی نکنیم و بگوئیم فردا از دلش در می آوریم ، شاید فردائی برای ما یا او نباشد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن