تماشای یادگیری بچه ها ، شباهت زیادی به تماشای یک کارگاه ساختمانی دارد !

نحوه یادگیری و افزایش مهارت در کودکان

یادگیری تماشای یادگیری بچه ها ، شباهت زیادی به تماشای یک کارگاه ساختمانی دارد . ممکن است بعد از یک هفته که از کنار کارگاه ساختمانی گذر می کنید ، به دلیل پیشرفت ناگهانی آن ، تعجب کنید ؛ همچنین درون این کارگاه ساختمانی اتفاقاتی می افتند که قابل مشاهده نیستند ولی اساسی و مهم هستند.

همین جا یادآور شویم که یادگیری یعنی ایجاد یک تغئیر پایدار در رفتار . در ادامه ، مقدمه ای لازم است که با چگونگی یادگیری و ایجاد مهارت ، آشنا شویم . البته سعی بر آن است که در حد امکان ، ساده و کوتاه باشد.

چگونگی یادگیری و ایجاد مهارتهای مختلف در کودکان

وقتی نوزادی اطلاعاتی درباره جهان پیرامون خود به دست می آورد ، سلول های عصبی اش منشعب شده با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند . هر نورون ( سلول مغزی ) می تواند ارتباطات متعددی با سایر سلولهای عصبی داشته باشد . اطلاعات در میان فاصلۀ دو نورون ، بوسیله انتقال دهنده های عصبی ، منتقل می شوند.

هر مسیر عصبی ، یک مدار است . برخی از مدارهای مغزی ، با یادگیری ، ایجاد می شوند ولی برخی ، مانند دستگاه تنفسی یا گردش خون ، اتوماتیک هستند. مدارهای نیازمند فعالیت یادگیری ، به ورودی نیاز دارند و هر چه ورودی بیشتر باشد ، بهتر کار می کنند . منظورمان از ورودی ، تجربیاتی است که بچه ها به مرور پیدا می کنند مانند بوها ، صداها ، طعم ها و … . هرچه بیشتر از یک مسیر عصبی استفاده شود ، قوی تر می شود و مدارهائی که استفاده نمی شوند ، ضعیف تر شده و به مرور زمان از بین می روند . این بدان معنی است که مغز کودکان به قدری انعطاف پذیر است که می تواند به طور مداوم ، مدارهای جدید ایجاد کند و مدارهای استفاده نشده را از بین ببرد .

بعضی از بچه های یک و نیم تا دو ساله علاقه مند هستند که برایشان کتاب بخوانیم ، پس اگر بچه ای تمایل به شنیدن کتاب داشت ، حتماً برایش کتاب بخوانید و طوری این کار را بکنید که برای بچه ایجاد علاقه شود، یعنی حالت داستانی و دنباله دار ،  یعنی فردا شب دنبال بقیه داستان بگردد.

تفکر عبارت است از نجوای درون ذهنی  و تکلم می شود پخش نجوای درون ذهن . البته غیر از انسان سایر موجودات نیز تفکر می کنند ولی تفاوتی است میان تفکر انسان با سایر موجودات . انسان مفروضات و اصولی دارد که بر مبنای آن استنتاج و تفکر می کند ؛ بعبارت دیگر ، انسان ، فکر بدون نتیجه ندارد . در ضمن انسان می تواند درباره ی فکر خودش نیز فکر کند.

ساخته شدن تفکر در بچه ها ، از آغاز تولد است و از طریق شنیدن صورت می گیرد.

ساختار تفکر

بچه ها لازم نیست به فکر ایجاد مسیرهای عصبی باشند ، این اتفاق به طور طبیعی ، زمانی که آنها در حال کشف جهان پیرامون خود هستند ، رخ می دهد..

تفکر در انسان شامل چهار مدل است :

  • ابتدائی که مختص بچه هاست . کلمات در این نوع تفکر ، ارتباط معنا دار خاصی به هم ندارند . بچه ها شبیه سازی می کنند مثلا اگر پدرشان ریش داشته باشد ، هر فرد ریش دار را که ببینند ، می گویند بابا!
  • نوع دوم تفکر انتزاعی است که از دو سالگی شروع می شود و کلمات کاملاً به یکدیگر ارتباط معنا دار پیدا می کنند .
  • نوع سوم تفکر حل مساله است که از بلوغ به بعد شروع می شود و
  • نوع چهارم که تفکر فیلسوفانه است.

چگونگی رشد مهارتهای شناختی ( یا تفکر ) در کودکان

روانشناس سوئیسی ، ژان پیاژه ، نظریۀ معروفی درباره چگونگی رشد مهارتهای شناختی ( یا تفکر ) در کودکان در مراحل مختلف ، بیان کرده است که به اختصار بیان می شود:

یادگیری از طریق حواس

اولین مرحله این است که نوزادان برای ایجاد ارتباط ، از حواس خود استفاده می کنند . مثلاً نوزادان دائماً در حال مزه کردن چیز های مختلف هستند ، صداهایی تولید می کنند که توجه مورد نیاز آنها را فراهم کند . همانطورکه آنها مرتباً این کارها را انجام می دهند ، مغز مدارها را تقویت می کند و به سهولت فعالیت کمک می کند.

یادگیری از طریق زبان
بین ۲ تا ۷ سال ، رشد زبان رو به افزایش است . بچه ها معمولاً کلمات بیشتری یاد می گیرند و از جملات پیچیده تری استفاده می کنند و حتی کمی می خوانند ! این زمان مهمی برای تامین محیطی غنی از کلمات برای بچه هاست . هر چه والدین با بچه ها بیشتر حرف بزنند ، تعداد کلمات و ایده های آنها بیشتر شده ، مسیرهای عصبی بیشتری ایجاد خواهد شد.

یادگیری از طریق منطق

از ۷ سالگی تا حدود راهنمائی ( کلاس هفتم ) ، بچه ها منطقی تر فکر می کنند . در این مرحله ، بچه ها بیشتر قادر به ایجاد ارتباط بین اشیاء هستند . آنها “کارآگاه” می شوند و سرنخ هائی را پیدا می کنند و برای کشف حقیقت این سرنخ ها را کنار هم قرار می دهند! از نظر اجتماعی ، بچه ها در این سن ، توانائی نوبت دهی را پیدا می کنند و این توانائی را پیدا می کنند که دیدگاه دیگران را بفهمند . مدارهای احساسات در این محدودۀ سنی ، تقویت و بالغ می شود و کم کم مواردی مانند علت و معلول برای بچه ها ، قابل درک می گردد.

یادگیری از طریق استدلال
نوجوانان ، با پیچیدگی بیشتری فکر می کنند و در مدرسه آماده می شوند که مهارتهای ریاضی پیچیده تری را یاد بگیرند و درک عمیق تری از شخصیت ها و طرح ها پیدا کنند. نوجوانان مهارت های عملکرد اجرائی پیدا می کنند ، مهارتهایی که به همه کمک می کند تا وظایف خود را درک ، برنامه ریزی و سازماندهی کنند .

نحوه ساختن تفکر در بچه ها

به شرط سلامت عصبی مادر و فرزند و نیز به شرط گویا بودن مادر ، صحبت کردن مادر با بچه موجب ساخته شدن تفکر در بچه می شود .

بعبارت دیگر مادرانی که با کودک خود حرف نمی زنند – حتی از بدو تولد – فرزندانی مشکل دار در زمینه تفکر  ، تربیت خواهند کرد. پس برای بچه ها کتاب بخوانیم ، کتاب خوب . چه کتابی خوب است ؟ ادبیات ما سرشار از زیبائی است . تفاوتی نمی کند ، انتخاب با شما . ولی کتابهای تصویری بهتر است ، یعنی ضمن تعریف داستان و خواندن کتاب ، بشود تصاویر را به کودک نشان داد.

شما هر کتابی را که بخوانید ، بچه ها ضبط می کنند . خیلی لازم نیست که بفهمند . قرار است فقط گوش کنند تا تفکر سازی شکل بگیرد .

پس نباید بعد از خواندن هر بخش از کتاب از آنها بپرسیم : چی گفتم ؟ یا کجای داستان بودیم ؟ فقط بخوانیم . بگذاریم بچه ها از شنیدن کتاب ، دیدن تصاویر آن و تصویر سازی ذهنی خود لذت ببرند . تفکر در حال شکل گرفتن است. خودتان دوست داشتید وقتی معلم داشت به شما درس می داد و غرق شنیدن درس بودید ، ناگهان از شما درس بپرسد ؟!

راستی توصیه می کنیم که حتما کتاب با زبان مادری خوانده شود . فراموش نکنیم که شروع یادگیری زبان خارجه از هفت سالگی است.

 

کودکانی که دوست داشته شدن را تجربه می کنند ، در همۀ زمینه های رشد خود ، شکوفا خواهند شد. مثلاً احساس دیگران را درک می کند و با آنها همدلی خواهند کرد .

عادت های مثبت

عادتهای مثبت از طریق تشویق تجربیات در کودکان شکل می گیرد. خُب چگونه ؟ اولاً محیط یادگیری باید جذاب و چالش برانگیز باشد. مثلاً جاهایی برای پنهان کردن اشیاء یا پنهان شدن ، جاهایی برای بالا رفتن یا تجهیزاتی که بشود به هم متصلشان کرد و چیز جدیدی ساخت و …

دوماً نقش حمایتی پدر و مادر است . فرض کنید یک پسر ۴ ساله می خواهد با جعبه های کاغذی و چسب و قیچی ، یک ماشین بسازد . قبل از هر مهارتی ، به نقش حمایتی پدر یا مادر نیاز دارد تا بتواند شبیه سازی اتومبیل را یاد بگیرد . یعنی نیاز به کمک دارد که مثلاً این جعبه با این اندازه برای صندوق عقب ماشین بهتر است و مانند آن. حال شما این نقش حمایتی را در مواردی مانند تمثیل ها ، داستان ها و امثال آن ، تعمیم دهید.

پدر و مادر عزیز ، ما می توانیم با ایجاد و تقویت عادت های مثبت برای فرزندانمان ، آنها را به یادگیرندگان حرفه ای تبدیل کنیم که یاد گرفتن مهارت برای آنها نه تنها سخت و خسته کننده نیست ، بلکه خیلی جذاب و چالشی است . پس برای آنها ، از همان بدو تولد ، وقت بگذاریم ، برایش کتاب بخوانیم ، به همراهش کاردستی درست کنیم و تا می توانیم او را برای یادگیری تشویق کنیم .

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن