ورود به مدرسه و اضطرابهای آن

چند توصیه به والدین بچه های در آستانۀ ورود به مدرسه

۷سالگی بچه ها در بدو ورود به مدرسه ، باید از دو جهت مورد بررسی قرار گیرند : جسمی و روانی – که ما در اینجا در ابتدای کار با ارائۀ چند تعریف کوتاه ، سراغ وضعیت روانی کودک هنگام ورود به مدرسه خواهیم رفت و سپس توصیه هائی برای شما والدین عزیز ارائه خواهیم داد:

تعریف چند واژه

منش( کاراکتر) : خصوصیات ذاتی کودک است که بصورت موروثی است.

شخصیت (پرسنالیتی): خصوصیات اکتسابی است که بوسیله تربیت از پدر و مادر و محیط یاد می گیرد.

شخصیت در یک تقسیم بندی به دو دسته درونگرا و برون گرا تقسیم می شود .

درونگرا یعنی اهل انزوا و تنهائی و برونگرا یعنی اجتماعی . طبیعتاً یک فرد نرمال ، حد میانه ی این دو حالت است . شخصیت های وسواسی ( به شدت منظم و مرتب ) ، شخصیت های سوء ظنی ، افراد بسیار ساکت ، بدون علاقه به رقابت و زندگی اجتماعی ، درونگرا هستند .

در اینجا ، نقش معلم بسیار مهم است که در کلاس بچه های درونگرا را بیشتر مورد توجه قرار دهند یعنی آنها را بیشتر در فعالیت های کلاسی شرکت دهند.

خصوصیات اکتسابی به قدری قدرتمند است که می تواند اثر منش ( خصوصیات ذاتی ) را کاملاً محو و بی اثر کند ! یعنی … ما پدر و مادرها و محیط یادگیری می توانیم یک کودک ذاتاً آرام و مهربان را تبدیل کنیم به یک بچه به شدت نا آرام و خشن!

 

هوش مجموعه ای از استعدادهای فردی است در حل مسئله یا کشف راه حلی جدیدی در فرهنگ یا اجتماع خاص ، پس هوش یک توانائی کلی نیست و انواع مختلفی دارد که در کنار هم بصورت ترکیبی عمل کرده و امکانی فراهم می کند تا فرد کارهای مختلفی مانند کشاورزی، بازیگری، معلمی، خیاطی و … را انجام دهد.

هوش

همین اول کار بهتر است بدانیم که هوش یک امر مادرزادی است یعنی یک روند توارثی مثل رنگ چشم یا گروه خونی . یعنی هیچ جور نمی شود عوضش کرد – پس باید بچه ها با هوش پائین را پذیرفت .

قبل از مدرسه هم ما می توانیم وضعیت هوش فرزندمان را بفهمیم . بچه های کم هوش معمولاً رفتار تکاملی کندی دارند ، دیر راه می افتند ، دیر حرف می زنند و … بعد از مدرسه هم اگر سه ماه ما با بچه هایمان درس نخوانیم ! یعنی در انجام تکالیف و درس خواندن کمکشان نکنیم و یا خودمان انجام ندهیم ! به راحتی از نمرات دریافت شده ، وضعیت هوشی بچه را خواهیم فهمید .

خب برای بچه های کم هوش چه باید کرد ؟ جای نگرانی نیست ، برای این بچه ها تکنولوژی مجزا وجود دارد . معمولاً سیستم های سمعی و بصری در این تکنولوژی آموزشی بسیار قوی تر است یعنی بچه ها درس را از طریق ویدئو و تماشا کردن یاد می گیرند. ابداً نباید به بچه های کم هوش فشار آورد ، با این کار ، ما به سقوط آنها کمک می کنیم . در مورد انواع هوش در مقاله دیگری مبسوط با شما صحبت خواهیم کرد.

 

عاطفه

عاطفه نیز یک روند توارثی است . یعنی بچه ها مادرزاد مهربان یا نامهربان هستند . البته همانطورکه گفته شد ، تربیت و محیط (  اکتسابی ) می تواند خصوصیات توارثی را تقویت یا تضعیف کنند .

یکی از مهم ترین اختلالات عاطفی در بچه ها ، اضطراب است . یعنی احساس دلشوره بی دلیل ادامه دار – و بیش از چند هفته – در صورت تشخیص اضطراب ، ابتدا باید دنبال علت آن در منزل و سپس مدرسه بگردیم ، اگر توانستیم عوامل اضطراب را -که عمدتاً در رفتار خودمان بعنوان پدر و مادر یا رفتار معلم و همکلاسی هاست – پیدا کنیم ، با همکاری یکدیگر ، عامل ایجاد اضطراب را از بین می بریم یا به حداقل می رسانیم .

گاهی یک توقع بیش از اندازه از یک کودک – چه توسط والدین و چه توسط معلم – مهمترین عامل اضطراب می تواند باشد.

چند توصیه به والدین بچه های در آستانۀ ورود به مدرسه

قبل از هر چیزی ، خدمتتان عرض کنم که از نظر جسمی و ذهنی ، فرزند شما در ۷ سالگی ، کاملاً آمادۀ ورود به مدرسه است ، حتی خودش هم دوست دارد ؛ پس نگران این نباشید که مطالبی که در زیر ارائه خواهد شد ، برای او زود است !

  • وقت بگذارید و در مورد مدرسه با بچه ها صحبت کنید : از خاطرات شیرین دوران درس خواندن خودتان بگوئید و از محبت های مادرگونۀ خانم معلم کلاس اول . تمام تلاشتان این باشد که اضطراب ایجاد نکنید و یا اضطراب ایجاد شده را به حداقل برسانید.
  • در مورد قوانین کلاس و مدرسه به فرزند خود توضیح دهید. البته قانون بصورت سخت گیری بیان نشود . وقتی از فواید پیروی از قانون و مشترک بودن آن برای همه ، برای فرزندتان بگوئید ، نه ایجاد ترس می کند و نه اضطراب بلکه شیرین و گوارا خواهد بود.
  • رفتن به مهد و پیش دبستانی برای آماده شدن و اجتماعی شدن فرزند شما بسیار خوب است ولی حتماً این امر را با فرزند خود در میان بگذارید که قوانین مدرسه با مهد ، کمی متفاوت و جدّی تر است .
  • فرزند خود را برای مشارکت در کارهای مدرسه مثل عضویت در گروه سرود یا تئاتر ، تشویق کنید . با این کار شما به فرایند اجتماعی شدن فرزندتان کمک به سزائی کرده اید و او با این کار ، بهتر و بیشتر در میان دوستان جا خواهد داشت.
  • تشویقش کنید که اتفاقات مدرسه را برای شما تعریف کند. البته یک نکته بسیار ظریف اینجا نهفته است ! اگر شما نقش بازپرس یا کارآگاه را ایفا کنید ، بچه به مرور رغبت خود را برای تعریف کردن وقایع مدرسه از دست می دهد . پس لطفاً فقط شنونده باشید و هیچ پیش داوری یا عکس العملی نداشته باشید.
  • اشاره ای به سیاست های انضباطی مدرسه داشته باشید. البته بسیار مختصر ، بیشتر اشاره کنید که مدرسه به دانش آموزانی که قلدُری می کنند و یا دیگران را هول می دهند ، تذکر می دهد. یادتان هست وقتی بچه بودیم ما را از سیاه چال طبقۀ پائین مدرسه می ترساندند! خدای ناکرده ، تجربۀ ترس خودمان را به فرزندمان منتقل نکنیم.
  • در هفته های اول ، کاملاَ کنار فرزندمان باشیم ، نظم و ترتیب ، انجام تکالیف و … را با آرامش و شادی به او بیاموزیم . البته خودش باید مشقش را بنویسد نه شما!
  • با مدرسه و بخصوص معلم فرزندمان تعامل داشته باشیم و اگر فرزندمان مشکلی از نظر جسمی یا روانی دارد ، حتماً به اطلاع معلم برسانیم.
  • از بازی ها و ورزش های قبل از مدرسه فرزندمان غافل نشویم . نباید اینطور به نظر برسد که مدرسه که شروع شد ، همه تفریحات و بازی ها تمام شده اند و فقط باید به فکر مدرسه بود.
  • از تنظیم ساعت خواب در منزل غافل نشوید ؛ البته بیشتر منظورمان با خود شماست که دیگر نمی شود مثل قبل تا دیروقت بیدار بود . کودک ما ، از رفتار ما ، می آموزد. کودک ۷ ساله بین ۸ تا ۱۰ ساعت خواب در شب نیاز دارد.
  • تهیۀ تغذیۀ مدرسه را با خود او انجام دهید و آنرا به یک تفریح تبدیل کنید.

 

در بدو ورود به مدرسه ، مفید است به کودک خود یاد بدهیم که چگونه لیستی از کارهای خود بر اساس اولویت ، تهیه نماید . این کار به تفهیم نظم و انجام هر کار در زمان مقرر ، کمک شایانی می کند.

درک صحیـــح شرایط هر کودک و ایجاد فرصتهایی برای اینکه بتواند تعاملی سازنده با سایر دانشآموزان داشته باشد ، یکی از وظایف اصلی ما والدین است. موفقیت تحصیلی هر دانشآموز ، با تشخیص نیازهای او و تفاوتهای او با دیگران ، ممکن است . شما هم با من هم نظر هستید که اولین وظیفۀ ما و مدرسه ، تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس در کودکان است. کودکان ما ، بدون حق انتخاب وارد مدرسه می شوند ، این ما هستیم که مدرسه را برای آنها ، بهترین جا یا ترسناک ترین جای جهان می کنیم . اگر بتوانیم به فرزندمان بیاموزیم که هر کس با هر سطح هوش یا توان ، در جامعه نقش سازنده خواهد داشت و دیگران به او و تخصص یا مهارت او نیاز خواهند داشت و مدرسه محل بروز این استعدادهای فردی است ، بزرگترین هدیه را به فرزندمان اعطا کرده ایم و می توانیم با خیال راحت بنشینیم و رشد و موفقیت او را تماشا کنیم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن