افسردگی گریبان مرا گرفته !

بررسی مقدماتی افسردگی و عوامل آن

افسردگی حالتی است که ما احساس فقدان و کمبود یک فرد ، یک چیز یا یک شخصیت را داریم .

گاهی اوقات اساساً هیچ عامل و دلیل خارجی برای بروز و ظهور افسردگی وجود ندارد ! یعنی احساس غمِ بی دلیل! بدون شک اتفاق اصلی تولید کنندۀ این غم ، در ذهن ما افتاده است . برای مثال یادآوری یک خاطره تلخ – حتی خاطره ای بسیار قدیمی – می تواند بصورت ناخودآگاه موجب غم ما شود .

افسردگی ناشی از ذهن ناخودآگاه

گفتیم یادآوری یک خاطره ناخوشایند قدیمی که سالهاست به دست فراموشی سپرده شده ولی در برخورد با مثلاً یک نشانه ، برای ما تجدید می شود ، می تواند عامل ناخودآگاه افسردگی باشد.

در دوران نوجوانی ، ما در محله ی قدیمی مان ، از بچه های محل ، یک کتک مفصّل خورده بودیم ؛ الان که تصادفاً ، از همان محل گذر کردیم ، ناگهان یاد آن کتک ها و بی احترامی ها افتادیم و ناخودآگاه غمی در دل ما نشست ! این همان افسردگی ناشی از ذهن ناخودآگاه ماست.

انسان به طور معمول ، دقایقی از شبانه روز غمگین است که البته این غمگینی گذراست و نمی توان آنرا بیماری نامید.

در سالهای اخیر ، میزان افسردگی در سطح جهانی بسیار بالا رفته، بطوری که از هر ۱۰۰ نفر ۷۵ نفر افسرده اند که فقط ۲۵ نفر آنها می دانند که افسرده اند و ۵۰ نفر باقیمانده نمی دانند!

چرا مردم در قرن جدید اینقدر افسرده شده اند ؟ شاید بخاطر این است که نسبت به قبل کمتر یکدیگر را ملاقات می کنند ، کمتر با هم درد و دل می کنند ، کمتر یکدیگر را دوست دارند ! بله دور شدن از هم و ارتباط ، صرفاً بوسیله تلفن یا ایمیل ، علاقه مندی ها را کاهش می دهد و انسان قرن جدید ، خود را تنهاتر و غمگین تر از نسل های گذشته می بیند . ارتباطات الکترونیک جایگزین بخش عمده ای از ارتباطات ما شده است و این امر خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد .

گسترش ارتباطات انسانی غیر مجازی ، با کاهش احساس تنهائی ، در پیشگیری از افسردگی بسیار موثر است .

علامت شناسی افسردگی

اساساً تمامی تلاش مشاوران و روانشناسان این است که مردم از روش های مختلف بفهمند که افسردگی دارند یا خیر و اگر داشتند ، در زمان کوتاه به مشاور مراجعه کنند چرا که دانستن داشتن افسردگی ، به روند درمان آن ، بسیار کمک می کند . گفتنی است که درمان افسردگی ، قطعاً داروئی است و گاهی سالها طول می کشد ، پس دانستن نشانه های افسردگی و تشخیص سریع ، برای بهبود و درمان افسردگی بسیار موثر است .

ملاقات با یکدیگر ، حرف زدن و درد و دل کردن ، ابراز محبت و گفتن و شنیدن علاقه مندی های مشترک نیز در پیشگیری از افسردگی موثر و مفید هستند. در بسیاری از موارد ، افراد افسرده ، در گذشته خود ، شخصی را نداشته اند که دوستش بدارند و یا از اول مهر ورزی را دیده و شنیده باشند . این هم نکته مهمی است.

 

احساس نداشتن امنیت

هر نوع تصور نا امنی اعم از احساس خطر از حمله دشمن به کشور ، احساس خطر از هجوم دزد یا راهزن یا زورگیر ! احساس خطر ناشی از شنیدن قدرت نمائی کشورها به لحاظ نظامی ، احساس نا امنی ناشی از شنیدن اخبار اقتصادی ! و یا حتی احساس نا امنی ناشی از افزایش احتمال ابتلا به بیماری های مُسری تنفسی مثل آنفولانزا و … می تواند احتمال بروز و ظهور افسردگی را افزایش دهند.

آدمی از بدو تولد همراه برخی اضطرابات و ترسهاست . میان ترس و اضطراب تفاوتی است . ترس یعنی احساس خطر و عدم ایمنی به دلیل دیدن یک عامل ترسناک ولی اضطراب یعنی احساس خطر و عدم ایمنی بدون دیدن عامل ترس ! یعنی فقط به واسطۀ یک عامل خیالی !

اضطراب مربوط به انسان است ولی ترس مشترک بین انسان و حیوان . یعنی حیوانات ، بدون دلیل قابل دیدن ، احساس ترس یا عدم ایمنی نمی کنند ولی این انسان است که به دلیل ساختار بسیار پیچیدۀ ذهنش ، بی دلیل می ترسد و مضطرب می شود و بی دلیل غمگین می گردد. اصولاً انسان هر قدر باهوش تر باشد ، بیشتر گرفتار افسردگی و اضطراب می گردد یعنی میان دانائی و افسردگی ، رابطه ای مستقیم برقرار است .

اصولاً ترس و اضطراب و غم بی دلیل ، بیماری محسوب می شوند که باید در سریعترین زمان ممکن به مشاور مراجعه کرد ؛ البته لازم به ذکر است که هر موردی که ما را با دلیل غمگین می کند ، افسردگی نیست.

گریه در زنان ، عمدتاً نشانۀ افسردگی نیست چراکه گذرا و موقت است ولی در مردان – بخصوص مردان ایرانی که گریه را برای مرد ، نشانۀ خوبی نمی دانند! – می تواند نشانه ای از افسردگی باشد . معمولاً افسردگی در سنین بین ۲۵ تا ۵۵ شیوع بیشتری دارد

کمی دربارۀ علت های افسردگی صحبت کنیم

مثل همیشه ، اولین عامل و علت هر بیماری ، مربوط می شود به ژنتیک و وراثت . البته معمولاً ژن های افسردگی غیرفعال هستند ولی شرایط محیطی و خودِ ما آنها را فعال می کنیم !!

بله درست شنیدید ، این خودِ ما هستیم که درب ذهنمان را به روی میهمان ناخواندۀ افسردگی باز می کنیم و گاهی اوقات به بهترین روش هم از او پذیرائی می کنیم ! مرتب به او اصرار می کنیم که از اینجا نرو ! همین جا جایت خوب است . برای همیشه بمان . از من می پرسید چگونه این اتفاق می افتد ؟ خدمتتان عرض می کنم .

افسردگی مُسری است یعنی کافی است یک نفر از اعضای خانواده افسرده باشد ، به مرور و در اندک زمان ، همۀ اعضای خانواده ، افسرده خواهند شد . به ویژه مهم ترین عضو خانواده ، یعنی مادر .

” در محفل خود راه مده همچو منی را/افسرده دل افسرده کند انجمنی را”

 

با فرد افسرده در خانواده چه رفتاری داشته باشیم ؟ اول از همه او را تشویق می کنیم که در اسرع وقت به مشاور مراجعه کند ، دارو مصرف کند و حتی اگر نیاز بود بستری شود و سپس طبق نظر طبیب ، با دلش همراه می شویم…

خُب با فرد افسرده در خانواده چه کنیم ؟ اول از همه او را تشویق می کنیم که به مشاور مراجعه کند ، دارو مصرف کند و حتی اگر نیاز بود بستری شود و سپس طبق نظر طبیب ، با دلش همراه می شویم ، اگر دوست نداشت کسی را ببیند ، او را آزاد می گذاریم ، اگر دوست نداشت آراسته باشد ، به او فشار نمی آوریم ، اگر میلی به غذا نداشت ، اجبارش نمی کنیم . افراد افسرده معمولاً عصبی و بی حوصله هستند ، ما باید مطابق با سلیقه آنها رفتار کنیم . هر نوع اجباری در برخورد با افراد افسرده ممنوع است .

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *